یک حرف دیگر…

مدتهاست در این وبلاگ چیزی ننوشتم . یک مقدار سرم شلوغ بود اما دلیل اصلی اش شاید این بود که حوصله نداشتم . متاسفانه بدجوری دچار روزمرگی شده ام . انگاری  اول هفته به آخر آن چسبیده .. از بسکه زود می گذرد.
بقول یکی از دوستان ، بریم یک هفته دیگر را هم بکشیم …

دلم می خواست به سفر می رفتم … یک سفر طولانی … بی دلیل … بی دغدغه …. بی هدف … بی جهت .
دلم می خواست بر می گشتم به بچه گی … بار دیگر می دیدم آنها را که سالهاست ندیده ام اما بیادشان دارم…

ولش کن …  !

فیلم هم دیدیم یه چندتایی ! فیلم های هالیوودی را باید همینطور یه اصطلاح فله ای تماشا کرد !! که هیچ در چنته ندارند.
در بین فیلم هایی که دیدم یکی از آنها یه جورایی اکشن و ماجرایی بود. به اسم “بانکوک خطرناک ” با بازی نیکلاس کیج.
من اصولا طرفدار فیلم های اکشن نیستم ، اما از این فیلم بدم نیامد . داستان یک آدم کش کار درست است که برای ماموریت به بانکوک می رود. چند صحنه اکشن جالب داشت و کلا میرزید به یکی دو بار دیدن.
از نیکلاس کیج خوشم آمد .. نگاههایش همیشه پرمعنی  است و با نگاهش خوب سئوال می پرسد ، بازی اش در فیلم “شهر فرشتگان” خیلی به یاد ماندنی بود.

دارم یک وبلاگ به انگلیسی راه میندازم .  یک کمی وسیع تر و با مخاطب بیشتر.

يك پاسخ برايش بگذاريد