Posted on اکتبر 31, 2008 by karajkid
امروز ، آخرین روز اکتبر و در واقع روز هالوین است که فرنگیها خودشان را به ریخت های عجیب و غریب در میآرن و نوعی جشن حساب میشه. الان یاد یه خاطره ی جالبی افتادم که مربوط میشه به چند سال پیش در تهران.
همانطور که احتمالا می دونین آخر آهنگ thriller مایکل جکسون ، یا [...]
مربوط به موضوع های: خاطرات | 3 Comments »
Posted on اکتبر 29, 2008 by karajkid
یک روز صبح همکار هندی ام پرسید : علی ، خوبی ؟ حال همسرانت چطور است ؟
مجددا تاکید کرد : همسرانت !! (How are your wives !!! your wives ) .
از آنجا که این جمله را جلوی جمع پرسید ، کمی فکر کردم و جوابی دادم که به مدت 10 ثانیه همه ساکت شدند و [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 9 Comments »
Posted on اکتبر 24, 2008 by karajkid
نمی دونم که این مرض منه یا اینکه همه همینطورین … من شدیدا در گذشته زندگی می کنم و چیزی که خیلی اذیتم می کنه اینه که حتی یادآوری خاطرات خوبم هم ناراحتم می کنه .. حس می کنم که اون خاطره خوب هم حالا دیگه نیست .. مرده .. مثل بقیه کسانی که میشناختم [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | بیان دیدگاه »
Posted on اکتبر 22, 2008 by karajkid
خیلی بامزه … رقص اوباما با سارا پلین ! برای عکس بزرگتر ، روی عکس کلیک کنید !
توضیح : عکس با فتوشاپ درست شده .. چند نفر فکر کردند که واقعی است !
مربوط به موضوع های: نگاه کن | 4 Comments »
Posted on اکتبر 20, 2008 by karajkid
اسمش “مسلم” بود. اولین باری که او را دیدم فکر کردم عرب است ، لهجه عجیبی داشت و از ته حلق حرف می زد .. خیلی هم تند تند … وقتی رئیسم گفت که من با مسلم کار خواهم کرد ، تعجب کردم. زیاد مطمئن نبودم … نمی دانم چرا … بنظر خیلی عجول می [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 1 نظر »
Posted on اکتبر 16, 2008 by karajkid
از هیچ کس به اندازه ی ایرانی هایی که در این طرف آب از ایران بد گویی می کنند بدم نمی آید.
هر وقت می بینم یک ایرانی در جمعی کشور خودش را پایین می آورد خیلی زجر می کشم. حرف من این نیست که بیاییم مثلا حقیقت را وارونه جلوه دهیم یا تعریف بی جا [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت, نگاه کن | 4 Comments »
Posted on اکتبر 16, 2008 by karajkid
صبح های خنک شمال و هوای دلپذیر آن فراموشم نمی شود . وقتی نم مختصر صبحگاهی همه جا را تازه می کرد . سبز سبز..
عادت داشتیم برای تمرین فوتبال صبح ها به زمین چمن بغل ویلا برویم ، بین دیوار ویلا و برگ نوهای سبز باغچه راه باریکی وجود داشت که به آن زمین چمن [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 2 Comments »
Posted on اکتبر 10, 2008 by karajkid
این هم یکی دیگر از ماجراهای مشابه “بورات ” است در این ور آب که البته برای یکی از دوستانم اتفاق افتاده !
چندی پیش این دوست ما برای اعتراض به یک جریمه رانندگی راهی دادگاه می شود و از آنجا که قبلا چندین بار اینکار را کرده بود ، اینبار حسابی سخت گیری کردند و [...]
مربوط به موضوع های: ماجراهای بوراتی ! | بیان دیدگاه »
Posted on اکتبر 9, 2008 by karajkid
دیشب Football Manager Live بازی می کردم … چی شده دنیای بازی آنلاین …
آقا چه حالی می ده … دیشب یه تیم رو تو استرالیا 2-0 شکست دادم . البته بازی دوستانه قبل از شروع فصل بود.
از نکات جالب این بازی اینه که به عنوان یک مربی هر چه بیشتر مربی گری کنین و در [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 4 Comments »
Posted on اکتبر 7, 2008 by karajkid
اینجا در کانادا هم نخست وزیر راه به راه سقوط می کند…
حالا دوباره رای گیری قراره بشه … اما نکته جالب اینه که بجای اینکه نامزد ها در مورد عملکرد خودشان توضیح بدهند ، بیشتر سعی در کوبیدن طرف مقابل دارند . مثلا لیبرال ها اینطوری تبلیغ می کنند : آیا دوباره می خواهید به [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | بیان دیدگاه »