نوشته شده در سپتامبر 22, 2008 به وسیلهی karajkid
هیچوقت از براد پیت خوشم نمی آمد و برایم مظهر یک هالیوودی تمام عیار بود که نان قیافه و عضلاتش را می خورد. هیچ اعتقادی هم به قدرت بازیگری اش نداشتم .. دلیل اصلی اش این بود که فیلم های اولیه او را ندیده بودم.
حالا میفهمم که براد پیت چقدر از نظر هنری سقوط کرده [...]
دستهبندی شده در: روزنوشت | بیان دیدگاه »
نوشته شده در سپتامبر 22, 2008 به وسیلهی karajkid
آقا واقعا ثواب داره که شما روزه بگیری و از زیر کار در بری و بقیه همکارات که حالا یا روزه هستن یا نیستن مثل سگ کار کنن و جور بکشن ؟؟ خب حداقل مرخصی بگیر و اصلا نیا … بعد هم سحر بیدار شو و تا خرخره ات را با انواع غذاها و نوشیدنی [...]
دستهبندی شده در: روزنوشت | بیان دیدگاه »
نوشته شده در سپتامبر 17, 2008 به وسیلهی karajkid
بالاخره هفته گذشته به یکی از آرزوهای دیرین خود رسیدم و آن حضور در کنسرت برایان آدامز بود. البته این کنسرت solo بود و برایان به تنهایی گیتار می زد و می خواند. گاهی هم ساز دهنی می زد . در یکی دو آهنگ هم گیتاریست گروه آمد و دو تایی اجرا کردند.
چند دقیقه ایی [...]
دستهبندی شده در: روزنوشت | ۱ دیدگاه »
نوشته شده در سپتامبر 7, 2008 به وسیلهی karajkid
همان بازی چندش آور همیشگی !
یادش به خیر استادی داشتیم که خیلی با سواد بود. یکبار که تیم ملی بازی داشت ، سر کلاس گفت : وقتی ایران بازی می کند توپ اصلا حرکت نمی کند. و چقدر راست می گفت.
دیروز ایران با عربستان بازی داشت . نیمه اول بسیار بد ببود و اگر لطف [...]
دستهبندی شده در: تيم ملي فوتبال ايران | ۱ دیدگاه »
نوشته شده در سپتامبر 7, 2008 به وسیلهی karajkid
اهل گلپایگان بود ولی اسمش یادم نیست .
استخدام یکی از شرکت های خدماتی بود که شرکت ما را نظافت می کردند. کم کم سلام و علیکی پیدا کرده بودیم و هر از گاهی چند کلمه ایی با هم صحبت می کردیم . گاهی هم سئوال هایی از آی تی و کامپیوتر می پرسید .
یک روز [...]
دستهبندی شده در: روزنوشت | بیان دیدگاه »