Posted on جولای 31, 2007 by karajkid
صحنه ایی از فیلم “هامون” ساخته مهرجویی همیشه در ذهنم است . در صحنه های پایانی فیلم وقتی “هامون” شکست خورده، پریشان و بریده از همه جا به ساحل دریا می رسد… با خود می گوید :
- خدایا ، خدایا … چقدر خسته ام … چی می شد همه چی همونجوری که من می خواستم می شد [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | بیان دیدگاه »
Posted on جولای 30, 2007 by karajkid
مهاجرت هم مسائل خودش را دارد ! مسائل خنده داری که بعلت تفاوت های فرهنگی و نوع زندگی بوجود می آید برخی اوقات انسان را یاد بورات می اندازد !
حالا یکی از داستان ها :
پیش زمینه :
خب… ما ایرانی ها زیاد قهوه خور نیستیم و بیشتر اهل چای هستیم . در آمریکای شمالی و اروپا قهوه [...]
مربوط به موضوع های: ماجراهای بوراتی ! | 2 Comments »
Posted on جولای 29, 2007 by karajkid
خيلي از قهرماني عراق خوشحال شدم . امروز عالي بازي كردند. در پستهاي قبلي ام هم اشاره كرده بودم كه دوست دارم عراق قهرمان شود . تيم خيلي منسجم و خوبي بود. آنها تشنه قهرماني بودند.
بن همام خيلي ناراحت بنظر ميرسيد . مردي كه با پشتيباني سعوديها در اين جايگاه نشسته، بوضوح غمگين بود.
من اصولا [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 1 نظر »
Posted on جولای 28, 2007 by karajkid
اين عكس توسط تلسكوپ هابل گرفته شده و معروف است به چشم خدا .
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 1 نظر »
Posted on جولای 24, 2007 by karajkid
پنج پسرخاله همبازی بودیم (ششمی از ما خیلی کوچکتر است) تیم فوتبال و بازیهای کودکانه … بچگی فوق العاده ای داشتیم.
یک روز خواهرم که ید طولایی در سق سیاه زنی (!) دارد به من گفت :
- خیلی دوست دارم آینده شما ها را ببینم … جالبه اگر سالها بعد هر کدام در گوشه ایی از دنیا باشید و بعد فکر [...]
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 3 Comments »
Posted on جولای 22, 2007 by karajkid
تیم ملی باخت … اما نه به تیم امید کره جنوبی که به خودمان.
قلعه نویی سرانجام به حرف کارشناسان گوش داد و از نصرتی در دفاع استفاده کرد تا زندی/معدنچی یک خط جلو بروند و خط دفاع هم سرو سامانی بگیرد. اما حقیقت این بود که تیم ملی ایران هیچ برنامه ایی برای حمله نداشت.
چرا مهاجمین [...]
مربوط به موضوع های: تيم ملي فوتبال ايران | 2 Comments »
Posted on جولای 16, 2007 by karajkid
بعضی از خاطرات بی دلیل در یاد انسان می مانند…. بدون اینکه اتفاق خوب یا بدی افتاده باشد … و چه زیباست وقتی به آنها فکر می کنیم.
بیاد دارم که هشت نه ساله بودم و پدرم در زیز زمین خانه مان مشغول مرتب کردن وسائل بود . خانه ما، منزلی قدیمی و خیلی بزرگ متعلق به [...]
مربوط به موضوع های: خاطرات کودکی | 3 Comments »
Posted on جولای 14, 2007 by karajkid
دیشب آخرین ساخته مل گیبسون را تماشا کردم . فیلمی به نام Apocalypto که لغتی مایایی است به معنای “شروع دوباره” ( البته معنای کلمه را زیاد مطمئن نیستم) . فیلم بطور کامل به زبان مایایی ( دسته ایی از سرخپوستان مکزیکی) است و با زیر نویس انگلیسی عرضه شده است و همین موضوع جذابیت آن [...]
مربوط به موضوع های: نقد فیلم | 4 Comments »
Posted on جولای 13, 2007 by karajkid
اگر به سايتي لينك ميدهم ، دليل آن تبادل لينك نيست ، ” تادانه ” وبلاگي فرهنگي و ادبي از يوسف عليخاني ، داستان نويس معاصر است ، مردي عاشق فرهنگ و هنر ايران زمين.
اگر فكر ميكنيد كه ايران نويسندهاي ندارد و هر چه بود ديگر تمام شد ، سري به ” تادانه ” بزنيد تا ببينيد [...]
مربوط به موضوع های: نگاه کن | بیان دیدگاه »
Posted on جولای 13, 2007 by karajkid
پدر گرامي اينجانب خواسته تا كلمه “ذهن پريشان” را از سر در اين سايت بردارم … ما هم خط قرمزي حواله كتيبه بالاي سايت نموديم ، باشد كه تاثير آن را روي خودمان هم ببينيم !!!!
مربوط به موضوع های: روزنوشت | 1 نظر »