به اين شعر علاقه خاصي دارم ، شاعر: نادر نادرپور
پيكر تراش پيرم و با تيشه ي خيال ،
يك شب ترا ز مرمر شعر آفريدهام
تا در نگين چشم تو نقش هوس نهم ،
ناز هزار چشم سيه را خريدهام
بر قامتت كه وسوسه شستشو در اوست ،
پاشيدهام شراب كف آلود ماه را
تا از گزند چشم بدت ايمني دهم ،
دزديدهام ز چشم حسودان نگاه را
-
تا پيچ و تاب تن ترا دلنشين كنم
دست از سر نياز بهر سو گشودهام
از هر زني تراش تني وام كردهام
از هر قدي كرشمه رقصي ربودهام
اما تو چون بتي كه به بت ساز ننگرد ،
در پيش پاي خويش به خاكم فكندهاي
مست از مي غروري و دور از غم مني
انگار دل از كسي كه ترا ساخته ، كندهاي
زنهار ، كه در پس اين پرده نياز
آن بت تراش بوالهوس چشم بسته ام
يك شب كه خشم عشق تو ديوانهام كند
بينند سايه ها كه ترا هم شكسته ام ….
مربوط به موضوع های: شعر روز





besyaar ziba bood .khosh be haale kasani ke be rahati ehsasateshoon ra ebraaz mikonan.