بدون شرح!

بامزه است .. چند بار ببینین ، قیافه رئیس و بقیه کارمندها دیدنیه !! رئیس وقتی میبینه اوضاع داره بی ریخت میشه به یه نفر میگه هر چه زودتر به طرف تلفن بزنن!! که به خیر میگذره !! بعد هم یه متلک ناب نثارش میکنه…

جاده پیچید ! خانم نپیچید!!

امروز یک درخواست ساپورت آمده بود که وقتی نگاهش کردم دیدم مربوط به شرکت فضایی آمریکا ” ناسا ” است ! راستش یه نمه ترسیده بودم که برش دارم یا نه … اما از آنجا که بعد از مدتی دیدم همه سرشون شلوغه دیگه دل را به دریا زدم و برش داشتم و به نام خودم کردم .

از ظاهر قضیه خیلی مسئله سختی نبود و باید به راحتی حل میشد. یه دوری هم توی اطلاعات و دیتا بیس داخلی شرکت زدم و راه حل منطقی و حتی یک مقاله درست و حسابی در مورد مشکلشان پبدا کردم و یه نیم ساعتی هم اینور . آن ور بیل زدم !!! و با چند نفر مشورت کردم.

خلاصه با توپ پر و بقول اینوری های Action Plan ملس (!) باهاشون تماس گرفتم … ای دل غافل … خانم  آی تی ساپورت یه آدم کاملا غیر فنی بود!!
اونهم کجا ؟ ناسا ؟
سرکار خانم همان مقاله را قبلا پیدا کرده بود اما دقیقا متضادش عمل کرده بود !!! چون تا ته مقاله را نخوانده بود که می گوید :” انجام ندهید”!!! اینجاست که در مدح رانندگی خانم ها می گویند :  ….جاده پیچید … خانم نپیچید !!  حالا هی بگین بد میگن !!! خب راست میگن دیگه !!!

خلاصه به چنان وضعی گرفتار شدم کمپرس!! ( که مپرس)  … چقدر مرگ خودم با نمک شدم امشب !
بعد از مدتی خانم خسته شد و گفت فردا ادامه بدیم . خیلی هم خونسرد بود و غش غش به اشتباهش می خندید اما من که عمق فاجعه را فهمیده بودم میدانستم که فردا این خنده ها به گریه و خشم تبدیل خواهد شد !!
بعد یکی از همکارانم تا فهمید که من روی مشکل ” ناسا ” کار می کنم پرسید : مگه تو آمریکایی هستی ؟؟ ناسا فقط به شهروندان آمریکا اجازه میده که به کامپیوترهاش وصل بشن !! — زرشک … من نه تنها آمریکایی نیستم .. که ایرانی هم هستم !!! حالا بیا و درستش کن …
خلاصه فعلا که داره حال میده …. بقیه شو فردا می نویسم …

پی نوشت : درست شد !! اما پدر من در آمد. خانمه خیلی هم شوت نمی زد !! خلاصه سالم در رفتیم .

شهر بازی

خسته شده ام ؟ پیر شده ام ؟ ترسو و محتاط شده شده ام ؟ قلبم ضعیف شده ؟ پس چرا پریروز در شهربازی معروف اینجا من سوار هیچ وسیله ایی نشدم ؟

تنها ره آورد من  از تفریح آخر هفته ، همان عکس ماهی های چندش آور پست قبلی است !!

دلیلش را کشف کردم … حوصله هیجان ندارم ! به اندازه کافی در طول هفته هیجان دارم پس نیازی به آن ندارم …

ماهی های عصر حجری !!

پریروز تو یه رودخانه ی خیلی کثیف ، ماهی های خیلی عجیبی دیدم … انگار ماهیهای قرمز و طلایی معمولی را چند صد برابر بزرگتر و ترسناک تر کرده باشند ! جال اینکه رنگهای طلایی و نقره ای هم داشتند و توی هم می لولیدند !! اینهم عکسش …. خلاصه کلی صفا کردیم !!!
برای دیدن عکس بزرگتر ، روی عکس کلیک کنید… و لذتشو ببرید !!

Get Smart


حالا برای اینکه به نمه از حال و هوای فوتبال هم بیاییم بیرون … در مورد آخرین فیلمی که دیدم براتون بگم …

Get Smart  را در اولین روز اکرانش دیدم . فیلمی کمدی همانطور که از تیزر و هنرپیشه اولش “استیو کارل” معلوم بود. مطابق معمول فیلمهای کمدی این یکی دو سال اخیر، چندان چنگی به دل نمی زد .

داستان فیلم به ماجرای مامور مخفی سازمان سیا و مبارزات او در مقابل تروریسم ( طبق معمول، سلاح هسته ایی و روسیه !!) می پردازد و اینکه در اولین ماموریتش با یک خانم خوشگل سکسی به مسکو اعزام می شود.
دیگر خودتان تا آخر را حدس بزنید ، کرکری و اختلافات دو مامور و عشقی که  در نهایت بین آن دو شکل می گیرد ! یک نسخه تکراری دیگر …

فیلم نامه خیلی قوی نیست، اغراق فراوان که انگاری این روزها جزء لاینفک فیلم های کمدی شده در آن فراوان به چشم می خورد و فیلم را از حالت کمیک به احمقانه تبدیل می کند ،  اما در نگاه کلی Get Smart از چند کمدی اخیر کارل ( مثل ایوان توانا ) بهتر است.

فیلم نکات مثبتی هم دارد ، حضور کارل و بازی با مزه اش ، چند صحنه خیلی مضحک !! و اینکه فضای داخل سازمان سیا را بصورت کمیک و خنده داری نمایش داده اند که نو آوری در آن دیده می شود . ( استفاده از وسایل خیلی پیشرفته جاسوسی که معمولا هم درست کار نمی کنند ، اختراعات عجیب و غریب و … )

در مجموع برای یکبار دیدن توصیه می شود … و اینکه توقع کمدی قوی نداشته باشید.

قهرمانی اسپانیا

آخرش تمام شد ! اسپانیا قهرمان شد … تنها تیمی بود که طرفدارش نبودم !!! بیچاره بالاک چند بار تا حالا از رسیدن به جام های مختلف بازمانده …
این چند وقت اخیر طرفدار هر تیمی بودم ، باخته !!

ولی خیلی یورو حال داد … بازیهای سطح بالایی برگزار شد و خیلی هیجان انگیز بود . زیاد هم ضربات پنالتی بازی نشد.

وقتی هلند در هم شکست …


روسیه عالی بود ! هم در نیمه اول که کل بازی را در اختیار داشت و هم در نیمه دوم که به گل رسید. هلند خیلی شانسی و فقط با اتکاء به زیرکی نیستلروی بازی را به تساوی کشاند.
نیمه اول بازی بسیار خوبی را شاهد بودیم و توپ حتی اوت نمی شد . یک دقیقه هم وقت تلف شده نداشت.
حملات روسیه خیلی خطرناک بود و برعکس هلند مثل اینکه دستش رو شده بود.  من نمی دانم هیدینک چه کرده بود ، اما تاکتیک های  هلند را نقش بر آب کرده بود. اسنایدر به وضوح در چنگال مدافعان روسیه اسیر بود و حتی یکی از شوت هایش به چهارچوب نرسید ، همه را بلوکه کردند.
در نقطه مقابل هلند نقشه ای برای دفاع نداشت و روس ها هر وقت اراده کردند ، خطر آفرین بودند … نهایتا هلند در هم شکست و به ساده ترین شکل ممکن دو گل پی در پی دریافت کرد تا پایان تلخی بر حضور فان باستن و ادوین واندرسار در تیم ملی هلند رقم بخورد….
فردا هم ایتایا و اسپانیا …. ویوا ایتالیا …

یک مقایسه … و مسائلی که برای ما ایرانی ها عادت شده…

پارسال یکی از دوستانم عمل جراحی ساده ای در کانادا انجام داد . روز عمل او را همراهی می کردم . بیمارستان دولتی و نسبتا کهنه ایی در مرکز تورنتو بود .  همه چیز مرتب پیش رفت و بعد از عمل دکتر  به اتاق انتظار آمد و با من دست داد ، شرح مختصری از عمل انجام شده ارایه کرد و تاکید کرد که اطلاعات بیشتری بعدا ارایه خواهد شد. لازم به ذکر است که دوستم یک سنت هم از جیب خود نپرداخت.

هفته گذشته پدرم در تهران عمل جراحی قلب باز و پیوند رگ انجام داده است. این عمل خیلی فوری پیش آمد و بیست میلیون تومان هزینه داشت که نقدا پرداخت شد . بیمارستان خصوصی و یکی از مجهزترین بیمارستانهای ایران و جراح قلبی که آوازه اش در همه جا پیچیده است (حتی در خارج از ایران) .
عمل به خوبی انجام شد اما هیچ کس از شرح آنچه در اتاق عمل گذشته چیزی نمی داند . دکتر جراح اصلا بعد از عمل دیده نشده و ظاهرا به عمل دیگری مشغول بوده است . چندین بار پیگیری بی نتیجه بوده تا اینکه حضرت دکتر سه چهار روز بعد از عمل سری به بیمار بیست میلیونی خود زده اند و همه چیز را خوب و مناسب توصیف کرده اند.
در جواب سئوال ها ، آقای دکتر خندیده و گفته :عمل خیلی خوب بود ! گزارش عمل را به انگلیسی می دهم تا بدهید دخترتان هم بخواند ! ( خواهر من پزشک است ). اما باز هم چیزی نگفته !
جالب اینکه وقتی من به ایران تلفن کردم و از این کار دکتر انتقاد کردم ، مادرم و بقیه فامیل و نزدیکان نه تنها با من موافق نبودند ، بلکه خیلی هم خشمگین شدند ! مادرم که به خون من تشنه بود که چرا شک کرده ام ! می گفت دکتر وقت ندارد !! حق دارد …

متاسفانه ما ایرانیان وقتی به چیزی عادت می کنیم ، آن را محق و درست هم می شماریم. گاهی باید فقط یک ذره سرمان را بلند کنیم و چشمانمان را باز کنیم ، نباید برایمان عادی بشود  :

- که مردم در خیابان راه بروند و ماشین ها در پیاده رو !
- که به بانکی که پولمان را دستش داده ایم التماس کنیم تراول صد هزار تومانی بدهد و توهین بشنویم !
- که در بیمارستان، پرستار بگوید ” من مسئول نیستم !! “
- که اتوموبیل معمولی را به سه برابر قیمت بخریم و بعد سه روز در هفته از آن استفاده کنیم چون پلاک ها زوج و فرد شده !! این خیلی غیر منطقی است.

و موارد مشابه … من اصلا غرب زده نیستم ، برعکس فکر می کنم سیستم های خراب موجود را خودمان فقط می توانیم اصلاح کنیم . آنهم با اعتراض و شکستن تابوهای غلط .

از حال و روز ما …

1 - سلام !
2- مدتیه  که هستم ولی خسته ام !
3- به روز نشدن این وبلاگ تقصیر دو عامل است : عمل جراحی پدرم و بازی های یورو 2006!!!!!
4- تصمیم گرفتم وبلاگ را به یک میزبان اختصاصی منتقل کنم تا بتوانم قابلیت های بیشتری به آن اضافه کنم . انشالله به زودی این اتفاق خواهد افتاد.
5- از پیروزی آلمان بر پرتغال عمیقا خوشحالم . خیلی روشون زیاد شده بود !!

اجرایی شاهکار از آندره بوچلی